سفر شمال

تا حال تو این فصل شمال نرفته بودم . تجربه جالبی بود. هوا عالی بود. مناظر زیبا ، کوههای پوشیده از برف و درختای پراز نارنج و پرتقال بسیار دیدنی بودند. این عکس رو از منظره اطراف ویلا تو شهرک شالی و کناردریا گرفتم .

13z7u5s.jpg

9is6ll.jpg

1672lc2.jpg

dy3rds.jpg

zugzmv.jpg

/ 11 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهربانو

زهره جان کامنت اولی من بودم اسمم رو فراموش کردم .

صدف

چه عجب دنیای مجازی رابا خاطرات باغ وبارون طراوت دادی

سیما

زهره جان عکسهایی که گرفتی محشره . مثل کارت پستال میمونه .[دست]

آمحرضا

خوب و بد ، هشتادوشش ، چون باد رفت...... .......... خوش بود سال تو در هشتاد و هفت. سالی نیکو برایتان آرزومندم.

یاسر

سلام خوشحالم از این که به وبلاگ یک همشهری سر زدم زیبا بود موفق پیروز و کامروا باشید همشهری ساکن تهران

آونگ خاطره های ما

زهره جانم به دلایلی که در پست قبلیم نوشته بودم مدت هاست نه وبلاگ می خونم و نه درست و حسابی تو وبلاگم می نویسم ...حالا که اومدم دارم پست هات رو می خونم برای پست جدایی متاثر شدم اما از لحاظی هم باید قدر خودت و از این به بعد رو بدونی چه زنهایی هستند که موهاشان سفید میشه و آرزوی جدایی در دلشان باقی می مونه گاه جدایی به نفع هر دو طرفه برای آینده ت آرزوی خوشبختی می کنم این عکس هایی که گذاشتی من رو هوایی کرد می دونی چند وقته سفر نرفتم؟ آخ که آرزو دارم برای چند روز برم یه جای دنج و خلوت ... خدا رو شکر که سفر شمال به تو خوش گذشته خوشی را برای همیشه برات آرزو می کنم می بوسمت مینو

آونگ خاطره های ما

خدا را هزار مرتبه شکر که اشتباه کردم : ) دختر جون هر کسی بیاد و بعد از چند وقت اون پست رو بخونه همین فکرو می کنه : ) ) با اجازه ت اون کامنتت رو حذف می کنم آبروم می ره یعنی رفت [نیشخند]

قره قوروت

زهره جان، سلام. لینکدونی وبلاگ من درست شد و لینک به صفحه ی شما به اون اضافه شد.

سلام

چرا آپ نمی کنی؟

علی

[دست] http://alikonkoori61.persianblog.ir