ترديد

تو زندگی يه موقعيتهای مهم و سرنوشت سازی پيش می آيد که اگه زرنگ و موقعيت شناس باشی ميتونی از اونها نهايت استفاده رو ببری و اگه هم لحظه ای درنگ کنی بايد تا آخر عمرت تاوان اشتباهت رو بپردازی و برای موقعيت از دست داده ات حسرت بخوری ...فقط يه اشتباه  يا يه سهل انگاری کوچيک کافيه  تا همه چيز بهم بخوره ...قصر آمال و ارزوهات برباد ميره و دود شدن همه روياهات رو ميبينی .

وای که چه سخته شناخت اين موقعيتها...يه تصميم بزرگ با دردسر های بزرگتر ...!!اگه بپذيری با يه کوه مشکل طرفی وگرنه با يه عمر پشيمونی و حسرت...تحمل کدوم راحتره‌ ؟!

 نميدونم تا چه حد به قسمت و سرنوشت اعتقاد داري...آنچه تقدير برای آدما رقم زده شايد فراتر از توان من و تو باشه...چی قراره پيش بياد نميدونیم ...پس بهترين راه تلاش و  انتظارِ ...انتظارِ رسيدن فردا و فرداهای دورتر ...وشايد هم بهتر و بهتر!!!خدا را چه ديدی ...؟!

تلاش و کوشش و اميد واژه های قشنگی اند که جمع شون ميتونه زمينه ساز فرداهای بهتر باشه اما وقتی سر يه دوراهی گير ميکنی ومردد موندی حس ميکنی تنها اينها کافی نيستند ...عوامل ديگه ای هم دخيلند . تقدير هم  بعد ديگه ای از قضيه است که نميتونی بهش فکر نکنی.

 

 

 

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
najmeh

اين راحتترين راه است که همه چيز را به حساب قسمت بگذاريم.ان هم در سختترين لحظه ها(دوراهی ها).اين تنها ترفندی است برای گريز از پيامد انچه کرديم يا نكرديم و وظيفه داشتيم انجام دهيم.سرنوشت مولود کنش و خواهش ماست.((شک نکن)).ودقيقا به انچه در دستانت است بيانديش .تو مسئولي درست همانقدر كه من بودم.نمي دانم درست فهميده ام يا نه؟ اگر دوست داشتي با من تماس بگير شايد به هم كمك كرديم. تا هميشه پيروزوسربلندباشي

najmeh

اين راحتترين راه است که همه چيز را به حساب قسمت بگذاريم.ان هم در سختترين لحظه ها(دوراهی ها).اين تنها ترفندی است برای گريز از پيامد انچه کرديم يا نكرديم و وظيفه داشتيم انجام دهيم.سرنوشت مولود کنش و خواهش ماست.((شک نکن)).ودقيقا به انچه در دستانت است بيانديش .تو مسئولي درست همانقدر كه من بودم.نمي دانم درست فهميده ام يا نه؟ اگر دوست داشتي با من تماس بگير شايد به هم كمك كرديم. تا هميشه پيروزوسربلندباشي

ری را

سلام اول اينکه از اينکه به من لطف داری و بهم سر ميزنی ممنونم ... سعی ميکنم مثل سابق دوباره بنويسم ....حق با توه و اين هيچ ربطی به سر زندگی نداره ...

زهره

خوانندگان عزيز به خصوص آقا مسعود ، همه ميدانيم که ادمها در شرايط و موقعيتهای مختلفی و متضادی قرار ميگيرند و روحیه مستقیما با این مسایل در ارتباط است . شايد تا يک ماه من هم با شما هم عقیده بودم اما شرايط و اوضاع اطراف تا حد زيادی بر روحيات آدمها تاثير ميگذارند ...گفته هايم به اين معنا نيست که نا اميدم اما گاهی بر سر دوراهی های زندگی ميمانی ....نميدانی چه بايد يکنی شايد همانموقع به نظر خودت و شايد بسياری از افراد باتجربه ديگر تصميم مناسبي را گرفته باشی اما یک سری از فاکتورها بر قضيه اثر ميگذارند و باعث عکس شدن آن ميشوند حالا من از اين فاکتورها به عنوان قسمت و سرنوشت ياد کردم چون بسياری از اونها واقعا دست ما نيست . من معتقدم خداوند تا حد زیادی بر روند همه مسایل مربوط به ما نظارت داردو میتواند با توجه به اعمالمان کاملا همه چیز را دگرگون سازد. اگر بخواهد !!

آمحرضا

اميد و نا اميدی به شخصيت انسان و شرايط خاص برميگردد . بعضيها ذاتا اميدوار و خوش بين اند مصمم اند و لذا برنامه ريزی نيز دارند و هميشه نيز موفق خواهند بود و دست آخر اگر برنامه هايشان به ثمر نرسيد و همه درها را بسته ديدند به قسمت متوسل ميشوند و کم نمياورند يعنی باز هم اميد و آنهم به خدا . توکل به خدا از ابتدا تا انتها به انسان هميشه اميد ميدهد .وقتی کم آوردی و حس کردی تمام راهها بسته است اشتباه کردی و بدان که همانجا خدا را فراموش کرده ای .خدا مانند پدری که هميشه پشتيبان فرزندش است با همه انسانهای خوب و بد است .انسانهای خوب به طرفش ميروند و انسانهای بد.../------/ببخشيد خيلی حرف زدم.

mod moody

Don't forget that there is something inside you that can change , innovate & create nomatter what is happening outside , nomatter what the conditions are! besides that unique power , u strongly belive in, there exists another kind of power inside you ! so keep on thinking, being & living....the real meaning of living i mean

من و تو

سلام زهره جان من خودم چون در اين شرايط قرار گرفتم و دقيقا ميدونم چي ميگي! ببين انسان در وهله اول بايد خودش رو بشناسه . اينكه تحمل سختي رو داره يا نه؟ آيا ميتونه مثلا با ماهي ۱۰۰۰۰ تومن زندگي كنه يا نه؟ ببين نبايد به خودمون رو دربايستي داشته باشيم. بايد حقيقت وجود خودمون رو بشناسيم و بعد تصميم بگيريم. ولي اگه يك راه رو انتخاب كرد ديگه بايد مصمم باشه كه هيچ وقت به شرايطي كه در راه ديگه ممكن بود داشته باشه فكر نكنه. توكل به خدا در اين مواقع بهترين راهگشاست. اميدوارم همه درست تصميم بگيرن و خدا هم كمكشون كنه. شاد باشي. زهره جان ادامه داستان رو هم نوشتم.

نيكنامي

از اينکه سرزديد تشکر ميکنم .ا ما در مورد قسمت و تقدير بايد گفت که مثل امواج خروشان انسانها را به اين سو وآن سو می برد آنچه مورد تکدر خاطر است اعمال زشت فرصت طلبان است که اين عده در جامعه ايرانی کم نيستند در هر طبقه ای به وفور يافت ميشود انگلهای جامعه را بايد از بين برد / موفق باشی

رسپینا

دوست خوبم اين لحظات سخت رو همه تجربه کرده ايم و فکر می کنم اگر با خدا باشيم خودش راهنماييمون می کنه و گرنه تصميم گيری در بسياری از دوراهی ها از توان ما خارجه ... گرچه گاه گمان می کنم خدا به اندازه توانايی مان بر ما سخت می گيرد تا رشد کنيم ... خدا هست و همين آرامم می کند... آخر غربت دنياست مگه نه اول دوراهی آشنا شدن... گاهی فکر می کنيم غير قابل تحمله اما باز تحمل ميکنيم به ياری او ... در پناه حق ... راستی من و بانو بروزيم ...

آرایه

دو راهی خیلی بده... خیلی... بدتر از اون بلاتکلیفیه