زندگی رسم خوشایندی ست


 

نقشها و روابط  

 

اگه هر کسی تو هر نقشی که هست ، جا بیفته و اون رو کاملا بپذیره تو روابطش کمتر با مشکل مواجه میشه ...مثلا خانمی که رئیسه یه شرکته  اگه این مسئله رو درک کنه که وقتی پاشو ميذاره تو خونه  دیگه رئیس نیست و خانم خونه است ، میتونه بهتر از عهده مسائل پیش رو بر بیاد و بهتر با همسرش ارتباط برقرار کنه .اگه باور کنه  در مقابل خانواده خودش نقش دختر رو ایفا میکنه ، رابطه صمیمیتری باهاشون برقرار میکنه . اگه در مقابل یه فروشنده نقش یه مشتری ساده رو بازی کنه  ...یا حتی مثلا تو اتوبوس  بشه یه مسافره مثل بقیه مسافرابهتر میتونه با اجتماع و اطرافیان کنار بیاد ...اگه اینجوری باشه این خانم دیگه وقتی وارد اتوبوس میشه به بقیه چپ چپ نگاه نمیکنه و زیر لب مدام غر نمیزنه ( وای.. این چه وضعیه ...کاشکی آژانس گرفته بودم...!!) وتو خونه در مقابل شوهرش رئیس بازی در نمیآره ، نسبت  به خونواده (مخصوصا خونواده شوهر) فخر فروشی نمیکنه ، برای خريد که وارد يه مغازه میشه با لحن آمرانه با فروشنده بيچاره  صحبت نمیکنه  چون میدونه که هر قالب و نقشی رو که میپذیره (که  اغلبشون هم اختیاری هستند ) ، مستلزم یه سری وظایف و مسئولیتها و نرمهای رفتاریه که باید توسط اون فرد مورد توجه قرار بگیره.....

 


زهره