زندگی رسم خوشایندی ست


بعد از کلی وقت .... سلام

چند وقتی بود که اینجا چیزی ننوشته بودم ...مثل هر کار دیگه ای  تو وبلاگ نویسی هم اگه تعللی باشه،  تنبلی و بیحوصلگی و کارهای روزمره اجازه نمیدن به سراغش بریم ...

راستش خیلی اتفاقای مهمی داره تو زندگیم می افته ، اتفاقایی که هر چی فکر میکنم بهشون میبینم کلی راه های مختلف رو سر راهم قرار میدن که باید از بینشون یکی رو انتخاب کنم .

 ادامه تحصیل و مقداری تغییر و تحول کاری و روحی دیگه (که بعدا براتون میگم  احتمالا)همگی باعث شدن که کمی شوکه بشم. ....حالا سال نو و خونه تکونی رو هم به همه این تغییرات اضافه کنید ببینید چی میشه ... البته خدا رو شکراین تغییرات مثبت یودن اما کنار اومدن با اونها و سرو سامون دادن بهشون نیاز به زمان داره و باید کمی صبر و حوصله داشته باشم .

این روزها به خیلی چیزها فکر میکنم... به این که چفدر دوستای خوبی دارم و چقدر دوستشون دارم ...تا حالا فکر کردین اگه دوست مورد اعتمادی نداشتید که گاهی باهاش درددل کنید چی  کار می کردید ؟ برای من که خیلی سخته ...یکی از همین دوستام ازم خیلی دور شده و حالا گاهی کمبودش رو کاملا حس میکنم ... البته دوستای گل مثل اون زیادن اما به هرحال به قول قدیمیا هر گل یه بویی داره و هیچ کس نمیتونه جای اون رو بگیره ...خداکنه بتونیم قدر دوستای خوبی رو که داریم بدونیم .


زهره