زندگی رسم خوشایندی ست


تعطیلات

از بعضی اخلاقهای خودم متنفرم …بعضی وقتها کاسه داغتر از آش میشم ، وقتی کسی رو میبینم که یه جوری گرفتاره بیشتر از خود اون فرد ناراحت میشم …این چند روز هم همین حالت رو داشتم …از شنیدن اون خبر خیلی بهم ریختم …انگار برای خودم این مشکل بوجود اومده … شبها کابوس میدیدم و حس خیلی بدی داشتم .یه بغضی تو گلوم پیچیده بود که مدام پنهونش میکردم و فقط وقتی اشکای تو رومیدیدم به خودم جرات میدادم که اشک بریزم .جدایی در هر صورت ناراحت کننده است حتی اگه طرفین وانمود کنند که جدایی براشون بهترین حالت ممکنه ..هضم اینجور مسایل واقعا برام مشکله !

بگذریم هفته گذشته که تعطیلاتمون بود ، گلپایگان و خوانسار رفتیم .. 2 روز اونجا بودیم ،‌ همین زمان کم هم برای ما غنیمتی بود تا نهایت استفاده رو از هوای عالی ببریم و ریه هامون رو پر کنیم از اکسیژن خالص و به یاد دوران خوب نامزدی نون و کباب و ریحون نوش جان کنیم . جای همگی خالی !


زهره