زندگی رسم خوشایندی ست


بزرگ مرد !

همه میگفتند چند سالیه خیلی ضعیف شده

شاید معتاده !

شاید هم مریضه!

اما هیچکی نمیدونست اون تو جنگ شیمیایی شده

هیچ وقت نخواست کسی این رو بدونه 

..

...

....

اون با رفتنش  تصورات خیلیها رو عوض کرد

همه مون تازه فهمیدیم چه بزرگ مردی رو از دست دادیم !


زهره

گلايه !

 

نمیتوان سنگ را سرزنش کرد ،

جنسش سخت است 

سنگدل آفریده شده 

 اما گاهی تو را میشود ملامت کرد

چرا که از جنس لطف و لطافتی....همسایه آفتابی

 

ازجنس نوری ...نور خورشیدی اما ! ...

 

گهگاهی ابری هم میشوی....ملالی نیست

با سنگ اما  فرسنگها فاصله داری

نمیدانم چرا گاهی ...فقط گاهی! بی معرفت میشوی

همه چیز را انکار میکنی ...حتی رفاقت با آفتاب را

خودت بگو  شایسته ملامت نیستی ؟!

 

 


زهره