زندگی رسم خوشایندی ست


ترجمه

 

زنان ، مردان و احساسات – چرا همسرتان هیچگاه احساسات خود را بازگو نمیکند ؟

                                            

شکایت اکثر خانمها – چرا همسرم  حرف نمیزند ؟

چنین جملاتی را هزاران بار شنیده ام . به نظر میرسد که  زنان همواره  چنین نگرانی در مورد همسر خود دارند ومعمولا نگرانی خود را اینگونه بیان میکنند : " همسرم  احساساتش را بروز نمیدهد ! هرگز در مورد عواطف خود حرف نمیزند ؟ " یا  " او خانه را ترک میکند و از صحبت کردن در مورد مسئله پیش آمده خودداری میکند !".

یکی از مراجعینم به  نام رزماری مشکلاتی که با همسرش داشت را با من در میان گذاشت ،  با توجه وهمدلی گوش کردم و اجازه دادم عقده های دلش را تخلیه کند  بی آنکه به او بگویم قبلا بارها و بارها گفته های او را از زبان دیگران شنیده ام . بالاخره وقتی حرفهایش به اتمام رسید ، برایش توضیح دادم که چرا مردها در بیان احساسات خود راحت نیستند و به چه دلیل این امر برای آنها نکته ای مثبت به شمار می آید!

تصور میکنم او کاملا به حرفهایم توجه کرد.

 

سکوت  – نشانه  نگرانی عاطفی یا  تلاش برای حل مشکل !

 

همکاران  مرد من میگویند متنفریم از اینکه وقتی سکوت میکنیم همسرانمان از ما می پرسند " به چه چیزی فکر میکنی؟ ". زنان این سوالات را طبیعی و عادی تلقی میکنند زیرا خودشان زمانی که آزرده خاطر هستند سکوت میکنند.

 وقتی مردی ساکت است ، یک زن ممکن است فکر کند که او نگران است  ، اما در واقع  مردان زمانی که با مسئله ای روبرو هستند که باید آنرا حل کنند ، معمولا از برقراری ارتباط کلامی خودداری میکنند و سکوت اختیار میکنند.

داشتن درکی  بهتر از چگونگی پردازش عواطف همسرتان، میتواند سوئ تفاهمات را برطرف نماید و دوام رابطه شما را بیشتر کند.

واقعیت این است که تفاوت مردان و زنان تنها به موارد آشکار فیزیکی ، محدود نمیشود. باید این را پذیرفت !

 

تحریک احساسی برای سلامت مردان مضر است !

 

بهتراست از روشهای متفاوت ابراز احساسات در مردان وزنان آگاهی داشته باشید .

تفاوت اصلی این است که مردان به دلیل حفظ سلامت ،باید  از خود در مقابل تحریکات عاطفی و احساسی محافظت نمایند.

در دهه 1970یکی از  روشهای درمانی مطلوب مبتنی بر این اصل بود : " متاثر از احساسات خویش باشید " .  با این وجود تحقیقات اخیر نشان میدهد که احساسات قوی –  از نظر جسمی میتواند  به ویژه برای مردان خطرآفرین باشد. در گذشته از زنان به عنوان " جنسیت ضعیفتر " یاد میشد ، اما در برخی موراد مردان به واقع  آسیب پذیرتر از زنان هستند. زنان بیشتر عمر میکنند و در هر مرحله از زندگی  احتمال مرگ مردان بیشتر از زنان است. حتی در دوران نوزادی ،احتمال مرگ نوازدان پسر نارس نسبت به نوزادان دختر نارس بسیار بیشتر است.

رزماری با شنیدن این موضوع متعجب شد  و فهمید که واکنشهای همسرش دلایل منطقی دارد.

 

مردان عمل میکنند ، زنان حرف میزنند!

 

اولا  مغز مردان در حین مسایل کاملا احساسی ، به انجام اقدام عملی  فرمان میدهد در حالیکه مغز زنان  به بحث در مورد مسئله فرمان میدهد.اگر مردی عصبی  شود ،ممکن است یکی از این واکنشها را بروز دهد : یا به اقدامی خشونت بار دست می زند که گاها ممکن است نتایج  تاسف انگیزی به بار آورد یا شاید سعی  کند بر خشم خود سرپوش گذارد  یا همانطور که همسرش میگوید سکوت اختیار کند و دم نزند.

ثانیا از دیدگاه نظریه تکامل ، زمانی که مردان برای شکار از منزل خارج میشده اند درواقع  بر احساسات خود سرپوش گذاشته اند  بنابراین طی گذشت زمان این کار برایشان به امری عادی  و طبیعی تبدیل شد.

اما سومین و حتی بهترین دلیل اینکه مردان از تحریک احساسی خود جلوگیری میکنند ، این مورد است :

 

مکانیزم بقای مردان – ترک موقعیت

 

درشرایطی که  احساسات و عواطف مردان برانگیخته میشود ، اولین عمل طبیعی که ازخود بروز میدهند ترک محل و دست یافتن به آرامش است و  این تا حدی  بستگی به چگونگی تاثیر هیجان بر مردان دارد . ترک  موقعیت و سکوت  نشانه های  انجام اقدام فیزیکی هستند – که گاها ممکن است تبعات وحشتناکی به دنبال داشته باشد. اگر مردی از نظر احساسی شدیدا هیجان زده شود و موقعیت  هیجان زا را ترک نکند ،  فشار خونش به شدت بالا میرود و در معرض حمله قلبی قرار میگیرد . بعلاوه مدت زمانی که طول میکشد تا فشار خون و سیستم ایمنی بدن مردان پس از یک فشار احساسی به حد طبیعی برگردد نسبت به زنان بسیار بیشتر است. بنابراین یک مرد به طور طبیعی ( بی آنکه خود بداند )  سعی میکند  با گریختن از موقعیت احساسی از خود محافظت کند.

 

پسران جوان بیشتر از دختران تحت تاثیر  فشارهای عاطفی قرار میگیرند !

 

تفاوت در پردازش حسی مردان و زنان ، از سنین جوانی مشهود است . زنان بیشتر از مردان نیاز دارند که از احساسات  و عواطف خود آگاهی یابند زیرا معمولا آنها هستند که فرزندان را تربیت میکنند( البته این یک امر کلی  است و همیشه استثنائاتی وجود دارد ) و در این زمینه نیازمند توجه به احساسات خود هستند.تحقیق  صورت گرفته حاکی از آن  است که پسران جوان به نسبت  دختران جوان سعی میکردند زودتراز صدای ضبط شده گریه کودک خلاصی یابند وسریعتر ضبط را خاموش میکردند.                                                          

محققان در ابتدا اینطور استدلال کردند که این به دلیل بی احساسی مردان است . اما بعدها به این نتیجه رسیدند که شنیدن محرکی  احساسی ( صدای گریه کودک )  ، هورمون استرس بیشتری را در گردش خون پسران به جریان می اندازد.درواقع مردان نسبت به مسایل عاطفی ، احساسی تر هستند وشاید به همین دلیل بیشتر از موقعیتهای احساسی دوری میکنند .

این تفاوت جنسی در سرتاسر دوران زندگی ادامه می یابد و حتی احتمال مرگ مردان سالخورده  پس ازاز دست دادن همسر خود،  بیشتر از زنان سالخوره ای است که همسرانشان را از دست میدهند.

 

به این نکات توجه کنید :  

 

بهترین روش  برقراری ارتباط با یکدیگر این است که مردها این مساله را درک کنند که همسرانشان گاهی نیازمند  تخلیه احساساتشان هستند  و زنان بدانند که مردان بیش از انکه  احساسات خود را به زبان آورند ، ترجیح میدهند در مورد اقدامات عملی گفتگو کنند.

بنابراین مردی که همسرش نگران و ناراحت مسئله ای است ، میتواند از او بپرسد که آیا تمایل دارد درباره موضوع صحبت کند یا خیر. اما باید از نصیحت  یا ارایه راه حل به وی خودداری کند ! فقط باید گوش دهد و احساسات همسرش را تصدیق کند .

برعکس زنی که متوجه میشود برای همسرش اتفاقی افتاده ، میتواند درمطرح کردن  سوال کلیشه ای  " چه احساسی داری ؟ " یا گفتن  " من حس میکنم که .."  بازنگری کند و درعوض بگوید : " فکر میکنم بهتر باشد دراینباره این اقدامات  را انجام دهید." و سعی کند راهکارهای عملی رفع مشکل را بیان کند.

 این باعث میشود که به مسئله  با نگرشی عملی و کاربردی نگاه کنید و مسئله برای همسرتان به امری تهدید کننده ! تبدیل نشود. به یاد داشته باشید که احساسات شدید از لحاظ جسمی به مردان آسیب میرساند بنابراین مردان رهنمودی برای یک اقدام عملی را به  بحث و گفتگو در مورد مسئله ترجیح میدهند.   

همانطور که میتوانید تصورش را بکنید ، رزماری پس از شنیدن و درک  این موارد ، بسیار خوشحال شد . او اشاره کرد که به خاطر همین اختلاف است که زنان بسیار بیستر از مردان به دنبال روشهای درمانی روانشناسی هستند زیرا راحت تر میتوانند در مورد احساسات خود بحث و گفتگوکنند.

توانا بود هر که دانا بود . زر ماری نیز اکنون اطمینان دارد که با دانستن و رعایت این نکات میتواند ارتباط خود را با همسرش مستحکمتر از پیش نماید.

 


زهره

حياط خانه قديمی

 

آخرین نگاهم رو به حیاط انداختم ... اینجا پر بود از خاطرات دوران کودکی  ...

اون باغچه سمت چپی  که کوچکتربود ، دو تا درخت گیلاس و یه درخت آلبالو داشت . اواخر بهار و اوایل تابستون پاتوق من و داداش علی بود، سبد رو از مامان میگرفتیم تا گیلاس جمع کنیم اما مگه شیطنتهای بچه گانه مجال میداد. بازی میکردیم و گوشواره هایی از جنس گیلاس درست میکردیم ... گاهی هم دور ازچشم مامان آتیشی روشن میکردیم و معمولا دستمون رو میسوزوندیم .

باغچه سمت راستی خیلی بزرگتر بود...سالها پیش پدربزرگ اینجا یه  درخت گردو کاشته بود و حالا  به صورت یه درخت بزرگ و تنومند و میشه گفت گل سر سبد درختهای باغچه خودنمایی میکرد. شاخه هاش سایه بون خوبی برای ایوون درست کرده بود ...شبهای تابستون موقع خواب توی ایوون ، خنکای باد توی برگهاش میپیچید و خواب شیرین و راحت کودکی رو با  نسیم دلپذیرش رویایی میکرد. یه روزجمعه  از اخرین روزهای شهریور هم مختص چیدن گردوهای درشت اون درخت و توزیع اونها  بین اهالی محل بود... واقعا که چه برکتی داشت محصولات اون درخت !

عطر یاسی که از دیوار خونه همسایه بالا رفته بود ، هوش از سر آدم میبرد . دخترهای همسایه که به بهانه ی چیدن یاس  ،  با یه نردبون خودشون رو به بالای دیوار میرسوندند ، گاهی یه ناخنکی هم  به غوره های درخت موی کنار اون میزدند .. اون درخت مو برگهای خوبی داشت و به قول مامان ،  جون میداد واسه درست کردن دلمه ...

 کمی اون ورتر یه درخت انجیر بود که معمولا پر بار بود...یه درخت پیوند سیب و گلابی هم تقریبا وسط اون باغچه  دیده میشد که  میوه هاش نه درست و حسابی مزه سیب میداد نه مزه گلابی. یه طعم ترکیبی و مصنوعی داشت ...اما درخت آلوی کنارش حرف نداشت آلوهای طلایی که گاهی هم لواشکهای خوبی از آب در می اومد و تبدیل میشد به خوراکیٍ برای زنگ تفریح روزهای مدرسه .

زیر سایه  اون  تانکر بزرگ توی حیاط  هم همیشه پر بود از قارچهای ریزو درشت که بعد از بارون های بهاری تعدادشون بیشتر هم میشد و فقط  وجود مارمولکها میتونست باعث بشه قید چیدن قارچها رو بزنم.

هر سال بهار، عطر گلهای محمدی و رز های بزرگ صورتی و سفید حال و هوای دیگه ای به این حیاط میداد.

گاهی هم  عصر یه روز گرم  که بابا از سر کار می اومد ، طعم یه هندوانه شیرین و خنک زیر سایه درختها لحظات رو زیبا تر میکرد.  

و حالا

....

..

.

 این آخرین باری بود که این حیاط قشنگ رو میدیدم ...فردا قراره ابن خونه رو خراب کنن و جای اون آپارتمان بسازنن..دلم برای ریشه های اون گردوی پیر بیچاره میسوزه که فردا باید قطع بشه ... دلم برای حیاط این خونه تنگ میشه...!

 


زهره

تظاهر

 

از پسٍٍٍٍٍٍِِِِ ظاهر این مردم هزار چهره به  کدام یک میشود ایمان آورد ؟

کدامین چهره و کدامین رنگ را باور کنم؟

نمیخواهم بد گمان باشم اما ...

ورای  این چهره های گونه گون ،چشمان سرخ  توست که گواه بد میدهد و  

بی هیچ کلامی ، خود راز درونت را  افشا میکند...

نمیخواهد تظاهر کنی

صد البته که میدانم ، از چهره ات خواندم  ... !

میدانم همیشه یک گام جلوترم ...یک گام ،  فقط یک گام  کوچک !

این بارهم مثل قبل ... فکرش را هم نمیکردی دوباره اول شوم !

 


زهره