زندگی رسم خوشایندی ست


 

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود....

 

 

 

مراسم شب یلدا یکی از جالب ترین مراسمهای ایرانیان باستانه و این سنت پسندیده سالیان ساله که هنوز زنده و پا برجا است.قشنگیش هم به این خاطره که  تمام اعضای خونواده این شب رو در کنار هم میگذرونن وتنقلات وشیرینی  و میوه های مختلف نوش جان میکنن ومهمترین قسمت ماجراهم  تفالی به خواجه شیرازه.واقعا که زیبا است !

بهترین شب یلدایی که شخصا  تجربه کردم ، شب یلدای سال گذشته بود ، توی دوران قشنگ نامزدی !

همسرم به همراه خونوادش به خونه ما اومدن و اون شب رو دور هم بودیم . جاتون خالی اون شب کلی هدیه گرفتم که خیلی خیلی هم  مزه داد.راستش اولین شب یلدایی بود که اینقدر تحویلمون گرفتن!

البته کلی هم از این مراسم عکس گرفتیم که متاسفانه همشون خراب شد ، اما مطمئنا خاطره اون شب قشنگ تا آخر عمر تو ذهنم میمونه.

اميدوارم که همواره چله نشين شاديها باشيد!

 


زهره

 

تا کی مجردی حال کنیم !؟

بعضیها مثل چند تا از دوستای خودم! فکر میکنند که ازدواج پایان دادن به تمام برنامه های دوره مجردیه بعد از ازدواج حتی دوستاشون رو هم کنار میذارند .دوستایی که یه عمر باهاشون زندگی کردن و غم و شادی لحظه هاشون رو با هم تقسیم کردند.

 اما در عوض یه عده دیگه هم خیلی براشون فرقی نمیکنه ...ازدواج میکنن و همچنان با دوستان دوره مجریشون به همون شکل رابطه دارن . ساعاتها و با هم میگذورنن و کنار هم هستند ...بیخیاله زن و بچه و اهل و عیال ...این جور آدما معمولا با مشکل روبرو میشن.  خیلی از این دسته آدما رو میشناسم که به خاطر دوستاشون ، همسرشون رو از دست دادن. این مشکل جدیدا برای یکی از دوستام پیش اومده . خیلی از دست شوهرش شاکیه. اون حتی حاضره تمام دوستای خودش رو کنار بگذاره تا مطمئن بشه شوهرش هم از دوستای دوره مجردیش کناره گیری میکنه. اما دریغ ....شوهرش که ظاهرا تازه گیها به واسطه دوستای نابابش ! معتاد هم شده ، عین خیالش نیست. از طرفی هم عاشق زنشه .اميدوارم به خاطر اين عشق هم که شده کمی به خودش بياد و به زندگيش بيشتر برسه. دلم یه جورایی براشون میسوزه. 

چند روزیه به شدت ذهنم مشغول این موضوعه ...

 


زهره

 

دنيای مجازی

دنيای مجازی عجب دنيايه.چند روزيه حس ميکنم دارم يه جورايی به اين دنيا ( به خصوص وبلاگ گرديش )‌ معتاد ميشم .البته اعتیاد جالبيه ! با آدمای مختلف اشنا ميشی کلی دوست پيدا ميکنی و با کسايی که شايد يک بار هم تو زندگيت نبينيشون کلی درد دل ميکنی و پای صحبتاشون  ميشينی و نقطه نظراتشون رو ميفهمی. خيلی هيجان انگيزه! تا ده سال پيش هيچ فکرش رو ميکرديد که يه روزی دنيا اينقدر کوچک بشه...

تازگيها هم يه سری وبلاگ ميخونم که حال و هوای دوستانه و خوبی دارند يکيشون يه خانم خيلی  باحاله که کلی با خوندن وبلاگش انرژی مثبت ميگيرم ...يه آقايی هم هست که ظاهرا آدمه تحصيل کرده ايه و چون کار گيرش نيومده يه چيزايی توليد ميکنه و ميفروشه ( به قول خودش دستفروشه)‌ و ازکارهای روزمره اش مينويشه يکی ديگه يه دختر جوونيه که بارها و بارها تو زندگيش شکست خورده و...

از هر کدوم از اين آدما يه ذهنيتی دارم ...همشون هم مثبته .

نکته اينه که از اين اعتياد يه جورای راضيم چون يه زمانی ظاهر افراد برام خيلی اهميت داشت اما از وقتی وارد دنيای مجازی شدم ديدم نسبت به اطرافيانم بازتر شده .بيشتر به حرفاشون گوش ميدم .دقت کرديد که دنيای ارتباطاته و کلام آدما !دنيا رو با همه بديهاش خيلی بهتر و شيرينتر ميبينم ...

 ديگه برام مهم نيست ظاهر افراد چه جوريه ....مهم اينه که آدما خوش قلب و مهربون باشند و هميشه در کنار هم... 


زهره

 

دوری و دوستی

محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد

به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه میخواهد

 اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست

وفا ان است که نامت را همیشه بر زبان دارم!

يه دفعه ياد اين شعر افتادم و بيوفايی و شايد هم بيصفايی آدما...

دوری و دوستی که ميگن همينه !خيلی وقتا آدما تا زمانيکه از همديگه دورند دلشون ميخواد در کنار همديگه باشند و عشقشون را با تمام وجود به پای هم بريزن اما همونها وقتی که همديگرو ميبينند هنوز ۲ ساعت نگذشته شروع ميکنند به جرو بحث سر مسائل مختلف و پيش پا افتاده . البته اين زمان به جنبه آدما بستگی داره وشايد اصلا همه آدما اينطور نباشند اما موارد مختلفی رو تجربه کردم که اين جوری بوده. و واقعا تا اون " دل بيکينه" نباشه اين مشکلات به اين زوديها حل و فصل نميشه.

وشايد هم اصلا چشمها را بايد شست ،‌جور ديگر باید ديد...؟!

 


زهره

 

صحت فال حافظ!

جالبه که توی فال حافظی که همسرم  ( از يه خانم نابينايی توی يه پاساژ کنار حرم شاه عبدالعظيم ) گرفت ، اين شعر اومده بود :

چون به هوای قامتت ، زهره شود ترانه ساز

حاسدت از سماع آن ،‌ همدم آه و ناله باد !


زهره