زندگی رسم خوشایندی ست


 

سالروز تولد عشقمان را با بضاعتی اندک ودستی خالی  و با گفتن دوستتت دارم تبريک ميگم.  

عشقمان جاودانه باد !

 


زهره

 

" قوانین طلایی برای موفقیت در زندگی مشترک "

 

 

در آخرین جشن عروسی که شرکت کردم ، با  زوجی آشنا شدم  که  به تازگی  پنجاه و چهارمین سالگرد ازدوازجشان را جشن گرفته بودند. آنها بیش از هشتاد سال سن داشتند، اما اصلا اینطور به نظر نمیرسید.

ملیح و خوش صحبت بودند. و نوع لبخند زدنشان به یکدیگر بیشتر از اینکه شبیه زوجی سالخوره باشد ، به زوجی می ماند که تازه ازدواج کرده اند.

آنها به تازگی این کتاب " نیمه دیگر ازدواج" من را خوانده بودند. به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم به خصوص وقتی شنیدم  که آنها هنوز در حال شناخت یکدیگرند و اینکه چگونه یکدیگر را خشنود میکنند. من و همکارانم یکدیگر را نگاه میکنیم و بدون اینکه کلمه ای بر زبان بیاوریم ، دریافتیم که مشاوران ازدواج جدیدی را کشف کرداه ایم .  

آیا شما هم چنین زوجهایی را میشناسید ؟ اگر پاسخ منفی است ، پیشنهاد میکنیم در اطرافیان  خود به دنبال چنین افرادی بگردید. اگر میخواهید ازدواجی شاد ، موفق و با دوام داشته باشید ، زوجهایی را که این مسیر را قبلا طی کرده اند ، در اطراف خود جستجو کنید.

و به صحبتهای  زوجهایی که بیش از 40 سال از زندگی موفق زناشویی شان میگذرد ، کاملا گوش فرا دهید!

در اینجا چند قانون طلایی از تجارب چندین زوج سالخوره آورده شده است : 

  1. هرگز همزمان عصبی نشوید.
  2. هیچگاه سر یکدیگر فریاد نزنید.
  3. اگر یکی از شما باید در بحثی برنده شود ، بگذارید این برنده همسرتان باشد .
  4. اگر میخواهید انتقاد کنید ، این کار را با لحنی محبت آمیز انجام دهید.
  5. هرگز اشتباهات گذشته را به میان نیاورید.
  6. همه دنیا یک طرف همسرتان یک طرف !
  7. هرگزبا اختلافات حل نشده ، به خواب نروید.
  8. حداقل روزی یکبار محبت خود را در عمل به شریک زندگیتان ابراز کنید.
  9. وقتی کار اشتباهی انجام میدهید، آنرا بپذیرید و تقاضای بخشش کنید.
  10. به یاد داشته باشید که دعوی امری دوجانبه است!

شخصی میگفت فرق بین  ازدواج موفق و ناموفق فقط این است که در زندگی ناموفق فقط روزی چند نکته ناگفته و حل نشده باقی میماند پس " برای لبریز کردن پیمانه عشق "در زندگی مشترک ، وقتی اشتباهی میکنید ، آنرا بپذیرید و وقتی کار درستی انجام میدهید ، سکوت اختیار کنید.  


زهره

 

اين هم يکی ديگه از ترجمه هامه . اميدوارم خوب ترجمه شده باشه.

هيولای حسادت

 

 

خواهر شما به تازگی به خانه جدید و زیبایی نقل مکان کرده است ،  به جای اینکه از این موضوع خوشحال شوید ، هیولای حسادت قبلتان را میفشارد. به طور ظاهری لبخندی میزنید و تبریکی میگویید ، اما در باطن خود کلاهتان را که  قاضی میکنید ، متوجه میشوید از واقعیت پیش رو ناراحت هستید.

حسادت هیولای کهنسالی ست که قابیل را وادار کرد برادرش هابیل را به قتل رساندو این حسادت است که منجر به نزاع ، جنگ ، آشفتگی و " هر گونه مفسده ای " میشود.

حسادت استخوانها را میپوساند.

وقتی شاهد موفقیت یا برتری دیگران هستیم ، حسادت ریشه های زشت خود را دور قبلمان میپیچاند و باعث میشود  به صورتی دردناک و انزجار آور کمبودهای خود را حس کنیم. این هیولا در هر موقعیتی میتواند به طور مجازی عرض اندام کند .در این هنگام  طمع میکنید که مالک استخر خانه همسایه باشید ، از ارتقای همکارتان ناراحت میشوید ، به زیبایی خانمی در کلاس ورزش غبطه میخورید و آرزومیکنید که همسری مثل همسر دیگری داشتید ، حسرت داشتن استعداد شخص دیگری را میخورید یا از اینکه دیگری شناخته شده و ممتاز باشد وشما نباشید احساس حقارت میکنید.

حسادت به عنوان علامتی " کشنده " شناخته شده است چراکه  لطمات وحشتناکی به روح انسان وارد میکند. ضرب المثلی میگوید : " داشتن قلبی آرام جسم را زنده میکند اما حسادت استخوانها را میپوساند. " حسادت ، نوعی بدخواهی است که سبب تحلیل روح میشود.

حسادت جایگاه  مارا تحرایف میکند.

مشکل حسادت این است که جایگاه واقعی ما را پنهان میکند. زمانی که مشاهده میکنیم که دیگری امتیازاتی نسبت به ما دارد ، ناخودآگاه  احساس میکنیم باید " زمین بازی را مسطح کنیم" .سعی میکنیم  با بلوف زدن در مورد خود و تنزل دادن شخصیت دیگران ، تفاوتی بین خود و او ایجاد نماییم.همانند پرندگان ، بالهای خود را میگسترانیم و به چشمهای رقیب  نوک میزنیم .

شخص حسود بر نقصها و کمبودهای شخص دیگر تاکید میکند واین طور نتیجه گیری میکند  شخصیت این فرد پر است از خودخواهی، تکبر ، تندی و خشونت و...

شخص حسود غافل است از اینکه در واقع مشکل رقیب او نیست بلکه هیولای سبز چشمی است که پنجه های خود را در قلب او فرو میکند.   

وقتی حسادت  رشد میکند، روابط را میپوساند و از بین میبرد.تصور برتری ظاهراغیر منضفانه دیگران ، تبدیل به  عقده روانی میشود و سبب  کینه توزی نسبت به آنها میشود.

قلبمان بدخواه و بد اندیش میشود و میخواهیم انها را تاجایی که در قد و قامت ما شوند، قطع کنیم.

بنابراین به انها تهمت میزنیم ، در موردشان پچ پچ میکنید ، شایعه پراکنی میکنیم، در مشکلات آنها احساس شادی میکنیم و مانند کرکسی منتظر لغزش و شکست آنها میمانیم.

نفس هیولای حسادت ،  بخاری سمی میپراکند  که میتواند بر تمام جامعه تاثیر گذارد . حسات باعث قطع روابط بیشماری میشود.

خداوند را سپاس گذاریم که میتوانیم با کمک او " آرامش " را جایگزین حسادت کنیم.

قلبی آرام و مطمئن میتواند با  نفسی مبارک و زندگی بخش ، هیولای وحشتناک حسادت را خفه میکند.

حال چگونه این هیولا را خفه کنیم ؟ قلم و کاغذی بردارید و به نکات زیر توجه کنید تا  قلب خود را از پنجه این هیولا برهانید :

گام اول:

صادقانه خود را امتخان کنید. اگر حسادت و خودخواهی در قلبتان ریشه دارد ، مباهات نکنید و دروغ نگویید. به این معنا که اگر انسان حسودی هستید ، آنرا بپذیرید! برای کشتن این هیولا باید ابتدا انرا ببینید و وجود آنرا قبول داشته باشید.

نگاهی صادقانه به قلب خود بیاندازید. روی کاغذی نام دوستانی را که به صورت پنهانی به انها حسادت میورزید  یادداشت کنید ( نکته : به انهایی فکر کنید که در غیابشان انتقاد میکنید ، آنها را مسخره میکنید ، به آنها تهمت میزنید ، از آنها متنفرید یا نسبت به آنها حس بدخواهی ونا امنی دارید . )

غفلت نکنید.ممکن است مشکل از خودشما باشد!

گام دوم :

اعتراف کنید و توبه نمایید. ممکن است که از روی حسادت " بلوف بزنیم" و در سایه رفتار های دیگران عقاید خود را منصفانه توجیه میکنیم و از اینکه خود در مقابل پیشگاه خداوند گناهکاریم غافل میشویم. توبه یعنی تغییر منش و اصلاح عقاید.

آیا میخواهید در مورد فهرست دوستانتان این کار را بکنید ؟

 بلی ؟ خیر ؟ مطمئن نیستم ؟

گام سوم :

 بذر خیر خواهی در قلب خود بپاشید. میتوانید با پاشیدن دانه های صلح و آشتی و افکار خیر بر روابط خود ، هیولای حسادت را از پا درآورید.

راه انجام این کار تغییر هدفمندانه رفتا خود به سمت نیکی و دعای خیر (و نه نفرین و ناسزا ) است.با  شخصی که به آن حسادت میکنید ، صحبت کنید ، او را تشویق کنید و او را به خوردن قهوه ای دعوت کنید یا برای او کارت بفرستید. عقاید مثبت خود را گوشه ای یادداشت کنید و حتما آنها را دنبال کنید. افرادی که بذر های نیکوکاری را در وجود خود میپاشند ، مطمئنا هیولای حسادت را خواهند کشت و محصول بخشندگی و مهربانی را درو خواهند کرد.

 

 

 


زهره

 

اين مطلب رو از سايت مجله زنان انگليسی زبان ترجمه کردم.

به درد ورزشکارها ميخوره.

 

طی هر گونه رژیم سلامتی برقراری تعادل مایعات بدن مهم  و ضروری است. این موضوع به راحتی نادیده گرفته میشود و اثرات تحلیل آب بدن ، فشار قابل ملاحظه ای بر  توانایی بدن جهت انجام تمرینات ورزشی میگذارد و سرانجام کارایی بدن کاهش می يابد. 

حدود 60 % از وزن بدن ما را آب تشکیل میدهد و 72% از وزن عضلات آب است . حتی طی انجام ورزشی سبک هم  امکان از دست دادن حجم چشمگیری از آب بدن وجود دارد ، به همان اندازه که نفس میکشیم ، مایعات بدن به صورت عرق و یا از طریق ریه از دست میرود.

کمبود آب مزمن بدن میتواند منجر به آشکار شدن علایمی چون حالت تهوع و خستگی مفرط و _ در شدیدترین حالت سبب فشار گرمایی بدن میشود.

هنگام انجام ورزش  برای کسب اطمینان از جبران  فقدان مایعات بدن به طور کافی ، این موارد را انجام دهید: 

قبل از ورزش ، یک لیوان بزرگ آب بنوشید.

طی انجام حرکات ورزشی ، هر 15 دقیقه 150 میلی لیتر آب بنوشید .

پس از ورزش ، یک یا دو لیوان بزرگ آب بنوشید.

( یک لیوان بزگ آب ، 300-400 میلی لیتر است )

به هر اندازه که فعالیت بدنی شدید تر باشد ، به همان اندازه نیاز بدنتان به مایعات بیشتر خواهد بود.

به یاد داشته باشید که هیچگاه منتظر نشوید برای نوشیدن آب احساس تشنگی کنید ؛ بدنتان معمولا تا پس از  نیاز شدید به مایعات ، هیچ علامتی نشان نمیدهد.

 


زهره