زندگی رسم خوشایندی ست


 

روز مادر خيلی وقته که گذشته اما هنوز نتونستم از مادرم اونطور که ميخواستم تشکر کنم.

مادری که توتمام سختيها يار و ياورم بود و مثل يه دوست خوب در کنارم . مادری که تو بحبوحه کارام خيلی بهم کمک کرد چه مادی و چه معنوی .حتی اين چند روزه برام دنبال يه خونه مناسب ميگشت . صبح ميرفت بيرون و توی گرمای کلافه کننده روزای تابستون از اين آژانس مسکن به اون آژآنس مسکن .

و هر روزی که از سره کار برميگردم نميزاره دست به سياه و سفيد بزنم و در اعتراض بقيه ميگه ؛ آخه بابا بچه ام خسته است ...

البته ناگفته نماند که کمی هم لوسم کرده اما بالاخره مادره ديگه هميشه قربون صدقه دست و پای بلوری بچه اش ميره!!!!


زهره