زندگی رسم خوشایندی ست


دردی در همين نزديکيها...

 

نامش مریم است .دختربا حجب و حیایی است ...معصومیت نگاهش این راتایید میکند.سرشار از توانایی و استعداد است ...موقعیت اجتماعی خوب و تحصیلات بالا .

سالهاست پدرش  فوت کرده.

 مادر زحمت کشی دارد، صورت را با سیلی سرخ میکنند ...

مادرش اما خیاطی میکند تا زندگی 6 فرزند خود را تامین کند  وچه ایمانی دارد او!!

در مقابلش شرمسار میشوی .. وقتی او را میبینی تا مدتها رویت نمیشود غر بزنی ....از خودت خجالت میکشی...از اینکه همه چیز داری و باز هم ناشکری میکنی....او مریض است اما کار میکند و با دستانی ناتوان و نحیف  هنرش را خرج فرزندانش میکند.

یادم رفت بگویم برادر بزرگتری هم دارد...از همان ابتدای نوجوانی وارد بسیج شد و 19 ساله بود که  با یکی از خواهران بسیجی مسجد آشنا شد و علی رغم میل مادرش با او ازدواج کرد و رفت....!

خوشحالم که مدتی است مریم در یک شرکت دولتی کارخوبی پیدا کرده ....برای خواهر و برادرها کفش و لباس نو میخرد ...خدا میداند چقدر خوشحالشان میکند... خواهر را به دانشگاه فرستاده  با خرج خودش....خواهرش  سال گذشته دانشگاه قبول شده بود و به دلایل مالی نتوانسته بود وارد دانشگاه شود وبعد از آن دچار افسردگی شد.

مریم خواستگاران زیادی دارد اما به محض اینکه متوجه وضعیت بد مالی شان میشوند فورا فرار را بر قرار ترجیح میدهند!

دنیای غریبی ست...بیخود نیست میگویند عقل مردم به چشمشان است .

به هر حال چند وقت پیش با پسری اشنا شده بود ....میگفت پسر خوبی ست . ظاهرا هنوز او را خوب نشناخته بود .چندی بعد که دوباره دیدمش. از او پرسیدم.

گفت :"تا از اوضاع خانوادگی ام با خبر شد ، ورق برگشت . دیگر از محبتهایش خبری نبود . مدام خانواده و موقعیت مالی اش ا به رخم میکشید و هزار و یک رفتار دور از ذهن دیگر....به همین خاطر به او گفتم که دیگر نمیخواهم ببینمش. "

مریم به من گفت : از تنهایی خسته ام ...نمیدانم چه از دیگران کم دارم که آدمها اینگونه مرا خرد میکنند ومیروند."

تنها چیزی که به او گفتم این بود :" اعتماد به نفس خود را در مقابل اطرافیان حفظ کن . تو سرشار ازتوانایی هستی . هیچ کم نداری.فقط باید به تواناییهایت ایمان بیاوری و ضعف نشان ندهی . این را هم بدان  کسی که از اول بنا را بر مال و ثروت تو بگذارد ،  مرد زندگی نیست. مرد زندگیت راخواهی یافت ."

میدانم حرفهایم شاید نه تسکین که آرزوی خوشبختی و احساس امیدواری  بیش نبود ...نه راه حل درستی داشتم و نه انقدر تجربه که بدانم چه باید کرد تا راهنماییش کنم.

 

او رفت و من باز به او فکر میکنم و حرفهایش... و نا خوداگاه دلم میگیرد...

 


زهره

ترجمه

زن بودن ...

من عاشق زن بودنم... جنسیتی که دارم  ....جنسیتی که زیبنده آنم .

وقتی مراحل مختلف زندگی را پشت سر میگذارم ، دوران عروسک بازی، عشق و عاشقی ، زندگی خوابگاهی ، ازدواج  و ورود به دنیای کار ، پيوسته راه کمال را میپیمایم  تا ثابت کنم شایسته انچه خلق شده ام ،  شایسته" زن بودن " ، هستم .

من میتوانم تاثیر گذار باشم  ، انسان ديگری به دنیا آورم ، بخندم ، گریه کنم ،با دیگران ارتباط خوبی برقرار کنم ، کارو تلاش کنم ،‌ بر مشکلات خود غلبه کنم، مشکلات دیگران را حل کنم ، عشق بورزم و در یک کلمه زندگی کنم. ...من عاشق زن بودنم ...

 


زهره

ترجمه

ظرایفی طنز آميز از زندگی مشترک :‌

 

                                             

 

 

* مهمترین راه به خاطر سپردن روز تولد همسرت اینه که یکبار اون رو فراموش کنی.

 

** قبل از ازدواج : مرد با فکر حرفهایی که  اون روز بهش گفتی تمام شب بیدار میمونه .بعد از ازدواج : قبل از اینکه حرفت تموم بشه  به خواب میره.

 

***همسرم بهم گفت باید با محبت تر باشم ، برای همین دو تا دوست پسر پیدا کردم. ( این یکی بد آموزی داشت! )

 

 ****مردانی که گوششون رو سوراخ کردند ، برای ازواج اماده تر از سایرین هستند چون هم درد رو تجربه کرده اند و هم خرید جواهرات رو!

 

*****اکثر آقایون ازدواج رو چطورتعریف میکنند ؟ پرداخت  بهايی بسیار گزاف برای شستن لباسهای همسرشون :)

 

******زوجی در مورد مسایل مالی جرو بحث میکنند . سرانجام شوهر فریاد میزنه :" اگه پول من نبود ، خونه ای هم در کار نبود."

خانم جواب میده :" عزیزم ، اگه پول تو نبود که من هم نبودم."

 

*******عشق کور میکنه اما اگه بخواد به ازدواج منتهی بشه باید یک چشمت رو باز کنی. ( بعدش هم که

ازدواج کردی باید جفت چشمات رو ببندی !)

 

******** مرد موفق کسی است که بیش از خرج همسرش پول در بیاره  ، زن موفق هم کسی است که بتونه چنین همسری را پیدا کنه.

 

*********مرد خسته از زندگی مشترک :  "عزیزم ، چرا حلقه ازدواجمون رو اشتباهی تویه انگشت دیگه انداختی."

زن خسته از زندگی مشترک:" چون اشتباهی با یک مرد دیگه ازدواج کردم."

 

**********زندگی مشترک واقعا ناامید کننده است . سال اول مرد حرف میزنه زن گوش میکنه . سال دوم زن حرف میزنه مرد گوش میکنه . سال سوم هر دو حرف میزنند اما هیچ کدوم به حرف اون یکی گوش نمیکنه.

 

*********** وقتی که زوج جوونی به یکدیگر لبخند میزنند ، همه میدونند چرا لبخند زدند ، اما

وقتی زوجی که ده سال پیش با هم ازدواج کرده اند به هم لبخند میزنند همه از لبخند شون تعجب میکنند!

 

************مجردها باید مالیات بیشتری بپردازند چون دارن کیف دنیا رو میکنن!

 


زهره

ابتکار عمل

‌جوجه فروشی دختران

چند وقت پیش موقع برگشت به خونه ،‌ سرویس شرکت از جلو رستورانی به نام دختران رد شد . يک آ‌ن ولوله ای بین مسافرای سرویس که همگی (غیر از من) آقا هستند ،  به پا شد و از سرو صدای اونها ـ‌ من که طبق معمول خواب بودم ـ بيدار شدم هرکسی یه چیزی می گفت ولی مورد جالبی که تو حرفاشون به گوشم خورد اين بود که میگفتند فقط دخترا و خانمها اجازه ورود به این رستوران رو دارن!! و گردانندگان این رستوران چند تا  دختر جوونن . یکی دیگه هم میگفت به خاطر دکور خاصشه که  این همه مشتری داره اخه عقل مردم به چشمشونه ...!!
اما انصافا دکور مغازه که از جوجه گردونهای بزرگ سرتاسری تشکیل شده بود و سر در نارنجی و تکه جوجه های آويزون از ميله ها  و ترکیب همه اينها با  شعله های آتیش ،  منظره چشم نوازی رو ایجاد کرده بود .
امروز با لینک خورشید خانم به اين
مصاحبه با دختر خانم صاحب رستوران و ابتکار عملهای جالبش و مشکلات سر راهش رسیدم . پيشنهاد ميکنم بخونيد . برای من که خيلی جالب بود.  


زهره

خزعبلات...

چشم و همچشمی !

وارد دانشگاه شدم ....يک سال بعد همون رشته ...وارد دانشگاه شد!

ازدواج کردم ....يکماه بعد اونم ازدواج کرد!

خونه خريدم ....يک ماه بعد اونم خريد!

ماشين خريدم ....يک ماه بعد اونم خريد!

.

..

...

فکر کنم با اينکارا ميخواد منو دق بده تا خودش هم يکماه بعدش بميره.

***نتيجه اخلاقی :‌چشم و همچشمی از نوع مثبتش باعث پيشرفته ادماست ...اما اگه بيش از حد باشه و به حسادت تبديل بشه همه چيز رو از ادم ميگيره . 


زهره

ترجمه

خانمها و بیماری دیابت

 

 

از خود در مقابل دیابت محافظت کنید!

 

3000000 زن بی آنکه مطلع باشند ،  دچار بیماری دیابت هستند. آیا شما هم یکی از آنان هستید؟!

دیابت بزرگسالان ( به طور رسمی به عنوان نوع دو شناخته شده است.) بیماری همه گیری ست اما با این حال یک سوم زنانی که از این  بیماری رنج میبرند، از وجود بیماری خود آگاه نیستند.

کلارسا لوتان رئیس  بیماریهای داخلی و دیابت در دانشگاه درکسل دانشکده پزشکی فیلادلفیا اظهار میکند:" این بیماری مشکلی جدی به شمار میرود و اخیرا به آلزایمر مربوط شده است. "

در اینجا او بیان میکند که چطور میتوانید سلامت خود را حفظ کنید.

 

سوال : چرا برخی از انواع دیابتها ناشناخته باقی میمانند ؟

پاسخ : برای شروع اغلب افراد هیچ علایمی از بیماری ندارند. معمولا تا زمانی که به خاطر حالتهای دیگری که دیابت مسبب انها بوده – مانند سکته یا حمله قلبی - در بیمارستان بستری نشوند ، از این بیماری بی اطلاع میمانند .

 

سوال : اما برخی از بیماران علایمی دارند ، اینطور نیست ؟
پاسخ : بله. این بیماری معمولا با تشنگی شدید ، تکرر ادرار و تاری دید همراه است . اما تا آن زمان ممکن است که قند خون به شدت بالا باشد.

قند خون بالا به رگهای خونی فشار می آورد و منجر به عوارضی نظیر کوری و نارسایی کلویی میگردد.

 

 سوال : در چه سنی باید تست دیابت صورت گیرد ؟

پاسخ : اگر شما در معرض خطر ابتلا هستید ، به این معنا که اگر عضوی از اعضای خانواده تان به دیابت مبتلا است ، دچار اضافه وزن ، فشار خون یا کلسترول بالا ست ، یا از نژاد خاصی ( نظیر لاتین یا امریکایی افریقایی ) هستید ، در سن 35 سالگی تست را انجام دهید. در غیر این صورت ، بهتر است تست در سن 45 سالگی صورت گیرد.

 

سوال : آیا روشهايی برای کاهش خطر ابتلا به بیماری وجود دارد ؟

پاسخ : با مصرف رژیم غذایی سالمتر و انجام تمرینات ورزشی میتوانید شانس ابتلا به بیماری را تا 58 درصد کاهش دهید. منظور از تمرینات ورزشی دو ماراتون نیست ، بلکه روزی نیم ساعت پیاده روی ( 5 روز هفته ) هم کفایت میکند.

 

سوال : آیا این تغییرات ( غذایی و تمرینات ورزشی ) واقعا از این بیماری پیشگیری میکند؟

 پاسخ : بله ، پیشگیری میکند و در صورت وجود بیماری ،  پیشرفت آنرا متوقف میسازد. بیماری دیابتی داشتم که دچار بیماری قلبی هم بود و در بیمارستان به سر میبرد . خواهر 48 ساله او به ملاقاتش آمد. او قبلا تست دیابت نداده بود، اما  به تازگی دچاراین بیماری شده بود ولی از این موضوع مطلع نبود. او با دیدن شدت بیماری خواهرش انگیزه  یافت و از آن پس هر روز به پیاده روی میرفت . تمرینات ورزشی باعث شد که  روند بیماری اش کاملا متوقف شود.

 


زهره

باز هم ترجمه...

موفقیت در ایجاد روابط کاری

 

برقراری ارتباط موفق با افراد سبب افزایش فرصتهای شغلی ، بالا رفتن میزان  اعتماد به نفس و پرورش روابط بین فردی  و غلبه بر استرس میشود.

زمانی که با دیگران ارتباط خوبی برقرار میکنیم ، کاملا متوجه اثرات مثبت آن میشویم ، کار و زندگی برایمان رضایت بخش میشود ، حس میکنیم که بر رفتارهایمان کاملا تسلط داریم  ودر جامعه فردی ارزشمند ، مورد اطمینان و محترم هستیم.

در عوض وقتی این ارتباطات قطع شود ، پیشرفت شغلی نیز متوقف میشود و راههای کسب فرصتهای شغلی کاهش می یابد.

 

آیا در برقراری ارتباط موفق هستید ؟

به موارد ذیل پاسخ بلی یا خیر دهید.

 

      ۱. با دقت و توجه کافی به گفته های  همکارانتان گوش می دهید.

      ۲.هنگام  برقراری ارتباط ،  با شخص مخاطب  همدلی میکنید.

       ۳.از اینکه افراد  با  زمینه های فرهنگی یا روشهای یادگیری متفاوت به موقعیت های پیش رو واکنش های

 مختلفی نشان میدهند ، آگاهی دارید.

۴.اگر دیگران بخواهند از حقوقتان سوئ استفاده کنند ، میتوانید به درخواستهایشان پاسخ منفی دهید.

۵.به نظرات دیگران احترام میگذارید حتی اگرعکس نظر شما باشد .

۶.در مقابل حس همکاری و کمک دیگران قدرشناس هستید.  

۷.آنچه از دیگران طی گفتگو میشنوید، خلاصه برداری میکنید.

 

دو پاسخ منفی و بیشتر ،  نشان میدهد که  باید مهارتهای ارتباطاتی خود را افزایش دهید.

 

چند نکته :

 

۱.به دیگران احترام بگذارید و برای نظراتشان ارزش قائل شوید. احترام از عوامل اصلی تقویت روابط  است و باعث ایجاد جامعه ای شایسته میشود. رفتارهای محترمانه نیازمند وجود اعتماد ، تساوی ، یکدلی و برقراری انواع  روابط  میباشد.

۲.برای خوب گوش دادن به حرفهای دیگران تمرین کنید. با توجه گوش دادن، فرایندی پویا و کنش زا است و نیازمند شرکت با انرژی در بحث ، گشاده رویی وداشتن قدرت پذیرش است. گاهی برای خوب شنیدن حرفهای دیگران باید مشتاقانه در گفتگو شرکت کرد و گاهی نیز باید سکوت اختیار کرد.

برای این منظور مهارتهای ذیل را تمرین کنید :

 

شفاف سازی. وقتی موضوعی برایتان واضح نیست ، در مورد آن سوالاتی بپرسید. پرسش این امکان را به شما میدهدد که ر زمینه مورد بحث اطلاعات بیشتری  کسب کنیدو نشان میدهد که شما مشتاق به ادامه بحث هستید و به مسئله اهمیت میدهید. سوالاتی مانند : " لطفا در مورد این موضوع بیشتر توضیح بدهید ."  یا" ممکن است در این مورد مثالی بیاورید ؟". بعضی افراد از پرسیدن سوال ناراحت میشوند بنابراین مودب و محترمانه برخورد کنید. در مورد پرسیدن سوالاتی که با کلمه " چرا "  شروع میشوند ، دقت کنید برای مثال.به جای اینکه بپرسید :"چرا میخواهی واحد درسی شبانه برداری ؟" بهتر است اینگونه سوال کنید : "آیا میخواهی چیز خاصی یاد بگیری ؟"

 

رضایت خود را در گفتار خود منعکس کنید . برای برطرف کردن سوئ تفاهمات و نشان دادن  رضایت خود از گفتگو، آنچه از گفته های شخص مقابل میشنوید به طور خلاصه بیان کنید.

 

احساسات خود را در گفتار خود منعکس کنید. بگذارید دیگران بفهمند که با حس رضایت و خرسندی تمام به حرفشان گوش میدهید.

 به دقت به دیگران گوش فرا دهید.  قبل از اینکه گوینده حس شما را درمورد گفته هایش بپرسد ، با او همدلی کنید. برای  مثال بگویید :" اگر من هم جای تو بودم، چنین حسی داشتم."

 

بیاموزید که از حقوق خود دفاع کنید. حقوق خود را با رفتاری دوستانه به دست آورید. احساسات خود را بیان کنید ، افکار و احساسات خود رابا دیگران به اشتراک گذارید و نیازها و تمایلات خود را واضح و شفاف بیان کنید.

 

به زبان اشاره خود دقت کنید. وقتی با دیگران صحبت میکنید ، تماس چشمی برقرار نمایید. اینکار باعث انتقال صداقت و اطمینان از سوی شما میشود. شمرده و با صدایی موجدار صحبت کنید.

 

از حرکات اضافی ، گاز گرفتن لب و بیقراری در هنگام صحبت کردن بپرهیزید.عضلات  دستان و پاهای خود را شل کنید و صاف بایستید. 

 

بر واقعیتها تمرکز کنید. از به کار بردن کلماتی مانند "همیشه "و " هرگز" خودداری کنید زیرا این کلمات به ندرت بازگو کننده واقعیت و معمولا نمایان کننده واکنش های دفاعی فرد هستند.

 

به جای گله وشکایت ، درخواست  خود را به طورخاص بیان کنید .برای مثال اگر میخواهید که یخچال شرکت تمیز شود ، بگویید : " برای تمیز کردن یخچال چه اقدامی باید انجام داد ؟"  این نوع کلام در مقایسه با گفتن این جمله : " به این یخچال کثیف نگاه کن، یک سال است  که تمیز نشده ." باعث ایجاد اقدامات موثرتری خواهد بود.

 

برای زندگی خصوصی و کاری افراد حد و حدود  قائل شوید . وبا کلام خود وارد حریم خصوصی افراد نشوید.

 

تفاوتهای فردی را تشخیص دهید .جنسیت ،زمینه های فرهنگی ، محل تولد ، شغل،نوع آموزشهای کسب شده افراد و انواع شخصیتها عواملی هستند که باعث تنوع  سبکهای ارتباطاتی میشوند.تشخیص و احترام قائل شدن نسبت به این تفاوتها میتواند سوئ تفاهمات ، نا راحتیها و رنجشها را بکاهد.

برای مثال افراد  برونگرا ممکن است که تمام مکالمات را به خود اختصاص دهند ، در مباحث پیشقدم شوند و بدون اندیشیدن بر گفته های خود آنرا  به زبان بیاورند.برعکس انسانهای درونگرامحتاطتر هستند و قبل از صحبت کردن یا اقدام به هر کاری  فکر میکنند .افراد درونگرا ممکن است اشخاص  برونگرا را  بی ادب و گستاخ  تصور کنندواز طرفی  ممکن است افراد برونگرا، اشخاص درونگرا را گوشه گیر و بی انگیزه بدانند .

هر دو میتوانند ازمزیت  دانستن برداشتهای دیگران نسبت به رفتارهای خود بهره مند شوند و ارتباطات خود را در جهت تطبیق با انواع دیگر شخصیتها ، اصلاح نمایند.

 

تحسین  وقدردانی . به منظور ارزیابی عملکرد دیگران ،  دستیابی به احساس کمال ، اعتماد به نفس و عزت نفس و افزایش میزان بهره وری افراد ، تحسین و قدر دانی امری ضروری است. بگذاريد دیگران بدانند که از تلاشها یا دستاوردهایشان قدردانی میکنید. تحسین اگر  به همراه اقدامی خاص یا نسبت دادن صفت یا خصوصیتی ویژه باشد ، موثرتر خواهد بود.

 

سعی کنید طی یک هفته  به  نکاتی که در بالا ذکر شده است ، عمل کنید. به زودی زود متوجه تغییرات مثبتی  در پیشرفت روابط شغلی خود خواهید شد.

 

 


زهره